تبليغاتX
Wellcome to M-S
عبدی یمینی ققنوسی شد و از دل خاکستر خود به آسمان ها پر کشید

                                 به نام خداوند بخشنده و مهربان 

در سوگ ققنوس...

این روزها ، روزهای تلخی برای ماست. اتفاقی که چند روز پیش افتاد ، جامعه هنری ایران را در سوگ فرو برد. درگذشت عبدی یمینی......همین دو-سه ماه پیش بود که از آقای فرید زلاند خبر سلامتی عبدی یمینی را گرفتم ... اما چند روز پیش ...

                           

عبدی یمینی حافظه تاریخی سه نسل بود ... سه نسلی که در سخت ترین دوران ، رشد کردند و شکوفا شدند... برای موسیقی این مرز و بوم زحمت کشیدند و هرکدام حقی عظیم بر گردن موسیقی ایران دارند...عزیزانی که هرکدام شاگردانی تربیت کردند که ادامه دهنده راه آنان باشند ... یادش تا ابد در دلهای ما باقی ست.....

وقتی که به آرشیو موسیقی و عکس هایم نگاه می کنم ، می بینم چه عزیزانی را از دست داده ایم...

واروژان (سایه اش بر موسیقی ایران مستدام باد) ، بابک بیات ، افشین مقدم ، فریدون فروغی ، کیوان ، فرزین ، فرهاد مهراد ، مازیار ، بانو هایده ، بانو مهستی ، تورج نگهبان و... عبدی یمینی

.......................

این بار بنا به خواسته دوستان عزیزم نگارش مطلبی جدید برای وبلاگ را آغاز می کنم. این چند وقت اخیر به قدری سرم شلوغ بود و درگیری های فکری داشتم که حتی گاهی اوقات فراموش می کردم که ایمیلم را باز کنم و نامه های دوستانم را بخوانم و به آنها جواب بدهم. برای همین از تمامی عزیزانی که به هر طریقی برای من پیغام می فرستادند و پیغامهایشان بی پاسخ می ماند ، عذرخواهی می کنم. امیدوارم که این عزیزان ، من را ببخشند و این را دلیل بر بی خیالی من نگذارند.

نامه هایی که دوستان در این مدت (اگر درست گفته باشم دو-سه ماه) برای من می فرستادند ، بیشتر از دفعات قبل بود و این بار برخلاف همیشه موضوعات مختلفی را شامل می شد. تعدادی از دوستان از من خواسته بودند که مطلبی هرچند کوتاه در مورد معقوله ریتم و ملودی در موسیقی و تفاوت های این دو تهیه کنم و در وبلاگ بگذارم. تعدادی دیگر سوالاتی در مورد ترانه و ساختار آن و ایرادات ترانه ها پرسیده بودند. عده ای هم درگیر حاشیه بودند و حرفهایی که برای من فرستادند ، بیشتر مربوط به حاشیه بود تا اصل موضوع...

مطلبی که این بار برای شما عزیزان آماده کرده ام را به دو بخش تقسیم کرده ام. بخش اول مربوط به مرحوم عبدی یمینی است که به تازگی از میان ما رفت. در این بخش ، به همت تنی چند از دوستان ، بیوگرافی مختصری از ایشان و کارهای ایشان تهیه کرده ایم. همینطور توضیحات مختصری در مورد نحوه تنظیمات ایشان برای شما عزیزان نوشتم که خواندنش خالی از لطف نیست. در بخش دوم از این مطلب هم به تعدادی از سوالاتی که شما عزیزان برای ما فرستاده بودید ، پاسخ داده ام.

 

بخش اول... عبدی یمینی

عبدالرضا یمینی مشهور به عبدی یمینی در سال 1332 در تهران متولد شد .  وی یکی از نوازندگان شبه کنسرت فریدون فروغی در سال 1358 بود که این کار در استودیو ضبط شد . پس از آن برای ادامه تحصیل به انگلستان مهاجرت کرد و پس از به پایان رساندن تحصیلات مقدماتی موسیقی خود در soutbend college  انگلستان ، تحصیلات عالی موسیقی را در دانشگاه university of surrey انگلیس ادامه داده و در سال 1983 با اخذ درجه فوق لیسانس فارغ التحصیل گردید. یمینی بعد از آن همکاری خود را به عنوان نوازنده و رهبر ارکستر با خوانندگان پاپ ایرانی آغاز کرد . او در مقام آهنگساز و به خصوص تنظیم کننده همکاری خود را با خوانندگان ایرانی شروع کرد و توانست با تنظیمهای زیبایش ، نام خود را به عنوان یک چهره مطرح نماید .

اوج فعالیتهای وی از میانه دهه 60 تا اواخر دهه هفتاد بود . در این مدت با خوانندگانی چون : داریوش ، ابی ، هاتف ، لیلا فروهر ، معین ، منصور ، عارف ، نوش آفرین ،  فرزین ، شهیار قنبری ، ناهید ، شهرام شب پره ، امید و ...  به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده به همکاری پرداخت.

عبدی یمینی در دهه 80 میلادی به عنوان رهبر ارکستر داریوش و نوازنده کیبورد در آن گروه ، با حضور نوازندگان برجسته ای همچون آرمیک دشتچی(نوازنده مطرح گیتار)، گروه بی نظیری را گردهم جمع کرده بود. البته حضور یمینی منحصر به نوازندگی برای داریوش نشد بلکه در ارکستر مرحوم هایده و استاد معین نیز حضور چشم گیری داشت. او در آخرین شب زندگی مرحوم هایده در کنسرت ایشان در باشگاه کازابلانکا حوالی شهر سانفرانسیسکو به همراه نوازندگان برجسته ای همچون پرویز رحمان پناه (نوازنده تار) و سیامک پویان (نوازنده تمبک) ، نیز حضوری چشمگیر داشت.

                      

عبدی یمینی در وهله نخست یک تنظیم کننده خارق العاده بود . تنظیم کننده ای که اگر به آثارش اشاره کنیم به قدرت تنظیم آن آثار و ساختارشکنی او در دهه 80 میلادی پی خواهید برد. شاید نخستین تنظیم جدی عبدی یمینی ، تنظیم ملودی« دلبر» از آقای فرید زلاند بود که با صدای ابی منتشر شد.

یمینی حدود سال 1377 به ایران بازگشت و با چند خواننده داخل کشور نیز به همکاری پرداخت . اولین کار وی در ایران آهنگسازی و تنظیم 4 قطعه در آلبوم پل به خوانندگی محمد خاکپور در سال 78 می باشد (بعد از آلبوم قایق کاغذی منصور)... یکی از نکات قابل تامل در آن آلبوم ، حضور شادمهرعقیلی و بهنام ابطحی در کنار عبدی یمینی بود. وی پس از آن در حدود سال 1380دو قطعه برای احمد کربلایی آهنگسازی و تنظیم کرد که جزو تولیدات مرکز موسیقی صدا و سیما بود که کارهای موفقی بودند و بسیار هم از این رسانه پخش شده اند . آخرین کاری که از وی منتشر شده تنظیم آهنگ خسته با صدای محسن آصف بود که حدود 4 سال پیش به بازار آمد .

کارهای منتشرنشده زیادی هم از این تنظیم کننده برجسته باقی مانده که می توان به آلبوم عزیزقصه با صدای عارف اشاره کرد که وی چند کار در این مجموعه دارد. همچنین آلبومی با صدای داریوش در فضای عرفانی با اشعار حافظ که تمام بار موسیقی آن برعهده یمینی بوده است و کارهایی دیگر که شاید در روزگاری منتشر شوند....

عبدی یمینی پس از بازگشت به ایران بسیار کم کار بود و با خوانندگان معدودی به همکاری پرداخت . معلوم نشد که خود راغب به همکاری نبود و یا خوانندگان به این درک نرسیده اند که از وجود یک تنظیم کننده باتجربه و مطرح استفاده کنند . حتی طی این سالها هیچ نشریه ای هم به سراغ وی نرفت و ما شاهد مصاحبه ای با این هنرمند باتجربه نبودیم.

وی سرانجام در روز چهارشنبه مورخ 24/تیر/1388 هنگامی که برای دیدار دوستان قدیمی خود (داریوش و ابی) عازم شهر ایروان پایتخت ارمنستان بود ، در سانحه هوایی جان خود را از دست داد....

روحش شاد و یادش گرامی

 

عبدی یمینی و تنظیم قطعات موسیقی

در ابتدای این قسمت سوالی را مطرح می کنم که زمانی دوستی از من پرسیده بود.

چرا عبدی یمینی را بعنوان مرد اول پیانوی ایران می شناسیم....؟؟؟

در علم موسیقی همیشه هر نوازنده یا خواننده یا شاعری را که با عنوان اولی می شناسیم ، باید دارای ویژگی هایی باشد که سایرین بعضا فاقد آن ویژگی ها باشند. حتی گاهی اوقات صفاتی که به این افراد داده می شود هم با توجه به همان ویژگی های فردی آنهاست.

داریوش را بعنوان صدای بیدار می شناسیم. چرا که داریوش تنها خواننده ای است که اوقات زیادی از کارش را صرف آگاهی و خدمت به جامعه خویش کرده.

ابی را بعنوان آقای صدای ایران زمین می شناسیم چرا که در بین خوانندگان مرد ، دارای بیشترین وسعت صداست.

ایرج جنتی عطایی را بعنوان ابرمرد ترانه نوین ایران زمین می شناسیم. چرا که اشعار و ترانه هایش حاوی بسیاری از نکات قابل تامل است و اشاره به نکاتی می کند که بسیاری از مردم اصلا به آنها فکر هم نمی کنند. همیشه وقتی نام جنتی عطایی آورده می شود ، در کنار او نام افرادی همچون اردلان سرفراز ، شهیارقنبری و مسعود امینی نیز آورده می شود. اما تاثیرگذاری کلام جنتی عطایی در اکثر موارد بیشتر از سایر این عزیزان است.

اما در مورد سازها و نوازندگانشان...

در طول تاریخ موسیقی هر کشوری ، نوازندگانی بوده اند که با ورودشان ، فصل تازه ای را برای موسیقی کشورشان پدید آورده اند.

برای مثال اگر به موسیقی پربار و تاریخی فلامنکو نگاه کنیم ، می بینیم که نوازندگانی همچون Paco de Lucia ، Paco Pena ، Tomatito ، Jerardo Nunez ، Manolo Sanlucar ، Vicente Amigo و غیره...هرکدام تاثیری شگرف بر این موسیقی داشته اند. Paco de Lucia  همانطور که خودش در خاطراتش می گوید ، از معدود گیتاریست هایی بود که از دوران کودکی بواسطه مشکلات مالی خانواده اش ، به همراه پدر و برادرانش مجبور به نواختن گیتار شد و شوق گیتار نوازی از همان ابتدا در وی پیدا شد. قریب به اتفاق منتقدان موسیقی فلامنکو معتقدند که تاثیری که Paco بر موسیقی فلامنکو گذاشت بسیار بیشتر از سایر نوازندگان بود. همچنین یکی از ترفندهایی که بعدا تبدیل به یک اصل در ساختمان گیتار شد ، استفاده Paco از سیم های پلاستیکی بود که این خود در زمانهای گذشته نوعی سنت شکنی بود که البته با احترام و علاقه به سنت دیرینه فلامنکو انجام شد. در نهایت Paco تبدیل به بهترین نوازنده گیتار حال حاضر دنیا شد. اکنون که Paco چیزی حدود هفتاد سال از عمرش می گذرد ، همچنان شاداب و سرزنده به ساخت آثار موفق خود ادامه می دهد.

 

Paco Pena نیز یکی دیگر از نوازندگان مشهور فلامنکو است که وقت خود را تماما صرف اجرای دستگاه های موسیقی فلامنکوی سنتی کرد. وی یکی مطرح ترین نوازندگان موسیقی فلامنکوی سنتی است. شهرت Paco Pena بیشتر مرهون ساختن قطعاتی برای یکی از شاخه های موسیقی فلامنکو به نام Missa Flamenco است....( اشاره به این نکته می کنم که Missa Flamenco از شاخه های موسیقی فلامنکو است که نوعی از موسیقی های کلیسایی و مذهبی است و فضایی کاملا معنوی دارد. اشعاری که گاها روی این موسیقی گذاشته می شود ، در رابطه با ارتباط انسان و خداوند است)....Paco Pena سالیان قبل دانشگاه بزرگی در شهر لندن تاسیس کرد که دارای بهترین متدهای یادگیری موسیقی و رقص های فلامنکو در دنیاست. Paco Pena  همچنین چند اجرای زنده به همراه نوازنده شهیر موسیقی کلاسیک John Wiliams  داشته است که از بهترین نمونه های موسیقی های تلفیقی در دنیا به حساب می آیند.

 

Tomatito نیز یکی دیگر از نوازندگان مشهور موسیقی فلامنکو است که دلیل اصلی و عمده شهرت وی به خاطر ملودی های پرهیجان و ناهماهنگش است که بیش از هرچیز برای شاگردانش دشوار است. تکنیک های افراطی و دشواری که او در قطعاتش به کار می گیرد ، هر شنونده و هر بیننده ای را به وجد می آورد. عده ای از منتقدان او را بعنوان مرد اول فلامنکوی مدرن در دنیا می شناسند. (البته این ناهماهنگی در ساختار آثار وی ، یک جور هماهنگی خاص بین نت ها پدید می آورد که بحث آن در این محیط نمی گنجد)

 

بعد از این افراد می توان به Vicente Amigo اشاره کرد که یکی از بهترین نوازندگان موسیقی فلامنکوی مدرن در سالیان اخیر به حساب می آید. خیلی ها او را به لحاظ نوازندگی وارث Paco de Lucia می دانند. Vicente Amigo نسل بعد از Paco de Lucia  و  Paco Pena  و  Tomatito  است. عمده شهرت وی به دلیل ساختار آهنگ هایش است که بیش از حد انتظار از سازهای مختلف استفاده می کند و نظمی موسیقیایی که در آثارش وجود دارد ، او را تبدیل به یکی از بهترین نوازندگان حال حاضر موسیقی فلامنکوی مدرن کرده است. چند سال پیش وی موفق شد لقب Second Paco de Lucia  را از طرف دوستداران Paco de Lucia دریافت کند.

 

مطالبی که در بالا عنوان کردیم شرح کوتاهی بود از وضعیت تنی چند از نوازندگان برجسته فلامنکو. هدف از عنوان کردن این مطالب ، شناساندن روش های انتخاب افراد برتر در یک سبک موسیقی بود. مسلما برای هر نوازنده ای ، استفاده از تکنیک های خاص (و بعضا ساختگی) می تواند از نقاط قوت او باشد. البته مطالب فوق بیشتر از اینها بود و ما به نوازندگان سایر سازها نیز تا حدی اشاره کرده بودیم اما به دلیل کوتاهی مطلب ، سایر قسمت ها را حذف کردیم.

حال برای تکمیل پاسخ پرسشی که مطرح شد ، اشاره ای می کنیم به ویژگی های عبدی یمینی در ساختار آهنگهایش

۱: تسلط بر سازهای گیتار ، پیانو ، ارکستر ویلن و ویلنسل ، کیبورد

مسلما اولین و مهمترین چیزی که برای یک آهنگساز ارجعیت دارد ، شناخت سازها و نحوه استفاده از آن ها در قطعات موسیقی است. نمونه های زیادی از کارهای عبدی یمینی حاکی از این است که این آهنگساز فقید ، با بیشتر سازها به لحاظ تئوری و عملی آشنایی داشت. سه تا از این سازها که جز مهمترین سازها بودند ، گیتار ، پیانو و کیبورد هستن. عبدی یمینی بواسطه تحصیلاتش در حیطه موسیقی ، شناخت زیادی از سازهای موسیقی Full Acostic داشت. حال به تعدادی از آهنگایی که نشان دهنده تسلط وی بر سازهای زنده بود ، اشاره می کنم. (فقط قبلش این نکته رو اضافه کنم که در خلال این لیست تعدادی از آهنگها در قسمتهای مختلف آورده شده. این به این دلیل است که در یک آهنگی که مرحوم یمینی می ساخت از بیشتر این سازها استفاده می کرد. برای همین هم دلم نیامد از هنر مرحوم یمینی کم صحبت کنم.)

تسلط عبدی یمینی بر گیتار

فرفره های بی باد .... منصور

سایه بون .... منصور

قاب .... منصور

پاییز (قسمت اول آهنگ) .... منصور

دوباره ها .... منصور

دریچه .... منصور

عطرگل یخ .... منصور

به بچه هامون چی بگیم .... داریوش اقبالی

سهم من .... داریوش اقبالی

تمام ناتمام من .... داریوش اقبالی (تنظیم فوق العاده و تکرار نشدنی با استفاده از تکنیکTremoloدر گیتار)

پل .... محمد خاکپور

هیشکی مثل تو نبود .... استاد معین

سفرنامه .... شهیار قنبری

غسل تعمید .... شهیار قنبری

دلریخته .... شهیار قنبری

Baby blue .... شهیار قنبری

 

تسلط عبدی یمینی بر پیانو

خانگی .... منصور  (ملودی فوق العاده و تکرارنشدنی پیانو)

قاب .... منصور      (یکی از بهترین ارکسترها)

شاخه شکسته .... منصور

میلاد .... استاد معین

 

تسلط عبدی یمینی بر کیبورد

امان از .... داریوش اقبالی

بگو کی بود .... داریوش اقبالی

اولین بار .... شهیار قنبری

تصویر آخر .... منصور

شاخه شکسته .... منصور

و....

 

تسلط عبدی یمینی بر ارکستر ویلن و ویلنسل

قاب .... منصور

آواره .... منصور

هیشکی مثل تو نبود .... استاد معین

میلاد .... استاد معین

دلبر .... ابی

سهم من .... داریوش اقبالی

دو مسافر .... داریوش اقبالی

حریق دریا .... داریوش اقبالی

 

 ۲: ارائه یک ارکستر کامل و پرمایه ... (رهبری ارکستر)

در هیچ کدام از ارکسترهایی که مرحوم یمینی تدارک می دید ، به یاد ندارم که کمتر از ده-دوازده نوازنده را بکار بگیرد. کنسرت داریوش اقبالی (ترانه بازی شهیارقنبری) یکی از بهترین نمونه هایی است که مرحوم یمینی در همان دوران به مخاطبین ارائه کرد. در آن ارکستر نوازندگان گیتار ، ترومپت ، فلوت حضوری چشمگیر داشتند. نکته قابل تامل هم حضور یک نوازنده چنگ در آن کنسرت بود که حتی هنوز هم مایه حیرت ماست که عبدی یمینی چطور اینقدر زیبا صدای چنگ را در خلال صدای خواننده و ملودی ها و آکوردهای سایر سازها قرار داده بود. (در موسیقی پاپ اگر احیانا کسی از چنگ استفاده می کرد فقط در همین حد بود که مثلا در اوایل آهنگ یه ملودی مختصری به این ساز محول میشد. یا امکان داشت که از چنگ برای جواب آواز خواننده استفاده شود. اما آنچه که مایه حیرت ماست این است که مرحوم یمینی در آن کنسرت صدای چنگ را در کنار صدای سایر سازها قرار داده بودند و نوازنده چنگ در نود درصد کنسرت بدون وقفه مشغول نواختن سازش بود.)

در مطالب گذشته به کرات اشاره کرده بودیم که یکی از فاکتورهای تنظیم برای یک قطعه موسیقی ، استفاده مناسب و به موقع از سازهای زنده و الکترونیک است. همچنین هماهنگی بین سازهای موجود در یک ارکستر نیز یکی دیگر از فاکتورهای تنظیم مناسب است که در مطالب آینده وبلاگ حتما به آنها اشاره خواهیم کرد.

آنچه که از ابتدا تابحال در کارنامه مرحوم عبدی یمینی مشاهده می شود ، دقت وی در نحوه انتخاب سازها برای یک قطعه موسیقی بود. در کنسرت داریوش که سالیان پیش منتشر شد هم اشاره کردیم که شاهد ارکستری کامل و کمیاب از عبدی یمینی بودیم. در آن کنسرت عبدی یمینی علاوه بر نواختن کیبورد ، رهبر ارکستر داریوش هم بود. موسیقی که عبدی یمینی به مخاطبین خود ارائه می داد ، نشان دهنده این مطلب بود که وی شدیدا به استفاده از سازهای زنده معتقد است و از صداهای شبیه سازی شده استفاده نمی کند.

 

3: عدم استفاده از صداهای شبیه سازی شده

قبلا در یک پست اختصاصی در مورد فرآیند Sampling در ایران و سایر کشورهای اروپایی و آمریکا صحبت کرده بودیم و به همراه بینندگان وبلاگ به نتایج خیلی خیلی خوبی رسیده بودیم.

در زمانی که مرحوم یمینی فعالیت می کرد استفاده از Sample در موسیقی خیلی رایج و همه گیر نشده بود. اما با اطمینان می گویم که اگر در زمان مرحوم یمینی هم Sampling همه گیر می شد باز هم افرادی همچون ایشون اصلا به سراغ این تکنولوژی نمی رفتند. به دو دلیل:

1: تحصیلات و تجارب : مرحوم یمینی تحصیلاتش در زمینه موسیقی بود و با سازهای مختلف بصورت تئوری و عملی اینقدر آشنایی داشت که بتواند برای یک قطعه موسیقی ، سازهای مختلف را انتخاب کند و مثل خیل عظیم آهنگسازان فعلی سراغ Sample نرود.

2: داشتن نوازنده : مسلما هر نوازنده ای افتخار خواهد کرد که در کنار کسی همچون عبدی یمینی و سایر هم نسلانش فعالیت کند. کمااینکه ما می بینیم آرمیک دشتچی(نوازنده مطرح گیتار) هم با کمال میل و افتخار با مرحوم یمینی فعالیت کرده بود. البته نمونه های بارزتر هم داریوش و ابی و معین و فریدزلاند هستند که از هم نسلان ایشان بودند و در کنار ایشان فعالیت مستمر داشتند.

با این سه دلیلی اصلی که ذکر شد ، می توان سوالی که در ابتدای این بحث مطرح شد را پاسخ داد.

اما نکته ای که به ذهنم رسید را حیفم آمد بیان نکنم.

در حیطه پیانونوازی ما همواره از گذشته تا کنون نوازندگان تاثیرگذاری را داشته ایم. افرادی همچون استاد جواد معروفی ، استاد غلامحسین بنان ، استاد انوشیروان روحانی ، استاد شهرداد روحانی (فرزند انوشیروان) ، استاد بابک بیات ، استاد عبدی یمینی ، استاد فرید زلاند ، مرحوم فرهاد مهراد ، شادمهرعقیلی ، بهنام ابطحی ، علیرضا عصار و فواد حجازی و......   این افراد به طور قطع هرکدام تاثیری بر موسیقی این مملکت (علی الخصوص پیانو) گذاشته و بعضا رفته اند. مخصوصا نه نفر اولی که بیان کردم در این چندین سال خدمات ارزنده ای به موسیقی عامه پسند ایرانی داشته اند. اما برای اینکه بخواهیم یکی از آنها را بعنوان مرد اول پیانوی ایران انتخاب کنیم ، باید به چند نکته توجه کنیم:

1: دوره و میزان حضور آنها در موسیقی  (نیاز جامعه)

2: سبک کاری آنها (کلاسیک ، عامه پسند ، فلکلور و....)

3: تکنیک های بکار برده شده در موسیقی (تکنیکهای مربوط به همراهی با آواز ، جواب آواز ، تکنوازی ، دونوازی و...)

4: درصد فعالیت آنها در حیطه نواختن ساز مربوطه (در کنار خوانندگی ، آهنگسازی ، نواختن سایر سازها)

 

حال با توجه به لیست نوازندگان بالا ، به بررسی کوتاهی از این سه نسل می پردازیم.

نسل اول... ((جواد معروفی و انوشیروان روحانی و غلامحسین بنان))

این سه نوازنده از قدیمی ترین نوازندگان ایران بوده اند و تا سالیان سال حضور آنها در موسیقی سنتی (موسیقی ملی ایرانی) آشکار بود. هرسه نفر اتودهای فراوانی برای پیانو نوشته و منتشر کرده اند که هنوز هم مورد توجه شاگردان پیانونواز است. حضور این افراد اگرچه بسیار زیاد بود و تاثیرشان هنوز من قابل حس کردن است ، اما سبکی که کار می کردند درخور توجه اکثریت مردم نبود. به غیر از مرحوم بنان که آثارش مردم پسندتر بود. بنا به گفته بزرگترها ، مرحوم انوشیروان روحانی هنگام نوروز به همراه مرحوم هایده قطعات زیبایی اجرا می کرد. قطعات بسیار زیبایی نوشته بود که هنوز هم در آرشیو رادیو و صداسیما یافت می شود و همین الآن هم گاهگداری قطعاتی از آنها را پخش می کنند. همچنین این سه نوازنده در زمان خود جز برترین ها بودند. اما بعد از آنها وقتی نسل زلاند،یمینی،بیات،واروژان  روی کار آمد ، ما شاهد حضور مستمر پیانو در موسیقی عامه پسند ایرانی (موسیقی پاپ) بودیم. نتیجه اینکه این سه نوازنده در زمان خود جز بهترین های موسیقی ملی ایران بودند اما تکنیک ها بعضا محدود بود و سبک ارائه شده توسط این افراد هم مورد توجه اکثریت مردم نبود (به غیر از استاد بنان). اما این خود شروعی بود که به ماندگاری بیشتر کمک می کرد.

 

نسل دوم... ((بابک بیات،فریدزلاند،عبدی یمینی))

رفته رفته با حضور سایر سازها (علی الخصوص پیانو،گیتار و...) ما شاهد پیشرفت های زیادی نسبت به دوران نسل اول موسیقی بودیم. در این زمان حضور افرادی همچون واروژان ، بیات ، فرهادمهراد ، زلاند و (در مورد منفردزاده خیلی مطمئن نبودم)... بودیم. در این زمان پیانوی افرادی همچون بابک بیات بیشتر از سایرین مورد توجه بود. مخصوصا در چند قطعه ای که برای داریوش و گوگوش ساخته بود ، نشان دهنده این بود که وی توانایی خاصی در نواختن پیانو دارد. مرحوم فرهادمهراد همراه با خواندن ، پیانو می نواخت و موسیقی خاص خودش را داشت. مرحوم واروژان هم کارهای بی نظیری را ارائه می کرد. از ویژگی های بارز آهنگسازان در این دوره ، آشنایی با سازهای زیاد و متفاوت بود که باعث میشد رفته رفته شاهد کارهای خوب باشیم. همچنین در این دوره فرید زلاند هم آثاری به نام خود ثبت کرد اما همواره حضور بابک بیات در این دوره بارزتر و آشکارتر بود... بعد از این افراد نام عبدی یمینی را می آوریم. عبدی یمینی همانطور که در بیوگرافیش ذکر شد ، قبل از هرچیز بعنوان یک نوازنده در ارکستر مرحوم فریدون فروغی ظاهر شد و سپس با پیشرفت های تحصیلیش در کشور دیگر ، تبدیل به یکی از بهترین آهنگسازان زمانه خود شد. وقتی به آهنگسازان این نسل اشاره می کنیم ، بیش از هرچیز ساختارشکنی آنها مورد توجه قرار می گیرد. بدون شک در آثار هرکدام از آهنگسازان این نسل ما شاهد چیزهای جدیدی هستیم که بیانگر پیشرفت موزیسین های ایرانی است. مسلما در زمان افرادی همچون مرحوم جوادمعروفی و مرحوم انوشیروان روحانی ، هیچ وقت سبک کاری آنها به آنها این اجازه را نمی داد که پیانو را با سازهایی غیر از ویلن و ویلنسل و تار و تمبک ترکیب کنند. اما در زمان افرادی همچون بیات ، واروژان و منفردزاده ما شاهد این هستیم که سازهایی مثل گیتارآکوستیک و گیتارالکترونیک و سازهای ضربی هم در کنار پیانو قرار می گیرند.

 

نسل سوم... ((شادمهرعقیلی ، بهنام ابطحی ، علیرضا عصار، فواد حجازی و.....))

بی شک تاثیری که شادمهرعقیلی در نسل سوم در میان پیانیست های ایرانی داشت غیرقابل انکار است. اینطور که اطرافیان شادمهر می گویند ، او پیانو را بعنوان ساز اول خود انتخاب کرد و سپس در کنار پیانو مشغول نواختن سازهایی چون گیتار،ویلن،سنتور،گیتارالکترونیک،ماندولین،کیبورد،سازهای ضربی و... شد. از شادمهر قطعات زیادی با اجرای پیانو،گیتار و ویلن سراغ دارم.... بعد از شادمهر ، نام بهنام ابطحی مورد نظر خیلی از افراد است. بهنام ابطحی هم مانند شادمهر کارهای زیبایی در کارنامه خود دارد. اوج دوران شکوفایی او در زمان همکاری با مرحوم ناصر عبدالهی ، سعیدشهروز و محمدخاکپور است. اما رفته رفته با آغاز دوران جدید موسیقی پاپ ، موسیقی ارائه شده از جانب وی از مد افتاد و پاسخگوی نیاز مردم نبود. بطوری که آلبوم پسرم از سعیدشهروز از بدترین آثارش شناخته شد و در نهایت سعیدشهروز برای اینکه خود را همچنان حفظ کند ، تصمیم گرفت در آلبوم بعدیش (آلبوم بیخوابی) از بهروزصفاریان برای ساخت و تنظیم آهنگهایش کمک بگیرد. اتفاقا آلبوم خوبی هم از کار درآمد.... علیرضاعصار هم همانطور که معرف حضور همه هست ، همیشه بیشتر اهل خواندن بود و گاهگداری در کنسرت هایش به اجرای پیانو و گیتار می پرداخت. بنظر می رسد این کارش بیشتر جنبه هوس داشته باشد. البته در حد خود نوازنده خوبی است. اما نوازندگیش آنگونه نیست که بخواهیم او را مسلط بر پیانو (پیانیست) خطاب کنیم....فواد حجازی در درجه اول نوازنده ساکسیفون است. جامعه موسیقی ایران ، او و ایمان جعفری پویان را جز دو تن از بهترین نوازندگان ساکسیفون به شمار می آورند. حجازی هم قطعاتی در زمینه پیانونوازی ارائه داده اما آنقدر زیاد نیست که بخواهیم او را یک پیانیست تمام عیار خطاب کنیم. اما هرچه باشد بنظر می رسد که تسلطش بر پیانو حداقل از علیرضاعصار بیشتر باشد ! ... کارهایی که شادمهرعقیلی به مردم ارائه کرده همواره مورد پسند مردم بوده و حضورش در روی صندلی پیانو اینقدر زیاد است که او را مانند یمینی و بیات ، یک پیانیست باکلاس و تمام عیار می دانند. بدون چون و چرا می توان شادمهرعقیلی را در صدر لیست پیانیست های این نسل قرار داد.

       

 

به لیستهای بالا نگاه می اندازم. بدم نمی آید که از استاد شهرداد روحانی هم یادی بکنم. مخصوصا که یکی از دوستان هم زمانی ایشون رو به بنده یادآوری کرده بود.

شهرداد روحانی فرزند مرحوم انوشیروان روحانی است. اخیرا آلبومی از ایشان منتشر شد که موسیقی آن آلبوم از آقای روحانی بود و خواننده آن کار علیرضاعصار بود. شهرداد روحانی در زمینه موسیقی کلاسیک فعالیت می کرد و ما همچنان حضور او بعنوان رهبر ارکستر Yanni را به یاد داریم. مخصوصا آن دونوازی ویلن بسیار زیبایی که ایشان با یکی از نوازندگان مطرح آن کنسرت داشتند ، هنوز هم مورد توجه ماست. ممکن است برای کسی این سوال پیش آید که چرا از شهرداد روحانی نام نبردیم. شهرداد روحانی در زمینه موسیقی کلاسیک و ارکستری فعالیت می کند و حضورش در عرصه موسیقی عامه پسند ایرانی آنچنان آشکار نیست. شهرداد روحانی در زمینه اجرای قطعات سمفونی مهارتی شگرف دارد. اما سمفونی خیلی باب طبع اکثریت جامعه نیست و بیشتر مدنظر منتقدان و موزیسین ها است.

 

درنهایت با توجه به تمام فاکتورها و مسائلی که ذکر شد اگر بخواهیم جمع بندی از مطالب بالا داشته باشیم ، می توانیم اینطور بگوییم که بعبارتی باید نسل اول پیانونوازان در ایران را ((بنیانگذاران پیانونوازی در ایران)) معرفی کرد. از نسل دوم با عنوان ((نوآوران)) یاد می کنیم. نسل سوم با وجود اینکه افرادی همچون شادمهرعقیلی را در بین خود دارند ، اما باید بیشتر از اینها خاک صحنه را بخورند. بلکه زمانی بتوانیم عنوان بهتری به آنها بدهیم. البته نباید منکر فعالیت ها و هنر آنها شد. مخصوصا شادمهرعقیلی که در این چند سال اخیر ، خدمات ارزنده ای به موسیقی عامه پسند این مرز و بوم کرده است.

اما در بین نوازندگان نسل دوم ، همیشه بابک بیات و فرید زلاند و عبدی یمینی بیشتر از سایرین مدنظر ما بوده اند. چون وقتی که به آثار این افراد نگاه می کنیم ، می بینیم که ساختارشکنی هایی که موجب پیشرفت موسیقی عامه پسند ایران بود ، بیشتر توسط این افراد انجام شده است. (البته نباید به هیچ وجه از حضور درخشان مرحوم واروژان غافل شد اما ما در اینجا منظورمان نوازندگان برجسته تر در حیطه پیانو است.)

عده ای از منتقدان موسیقی معتقدند که عبدی یمینی به لحاظ اجرای پیانو ، مهارت بیشتری نسبت به بابک بیات داشت. مخصوصا توی تنظیماتی که برای تعدادی از آهنگهای منصور نظیر خانگی ، قاب و پاییز و همچنین آهنگهای داریوش اقبالی انجام داد ، نشان داد که در زمینه Full Acostic دست کمی از مرحوم بیات ندارد.

اما نکاتی دیگر که باید به آنها توجه کرد :

1: عبدی یمینی به غیر از پیانو بر سازهایی نظیر گیتار هم تسلط داشت. نمونه هایش در قسمت های قبل بطور کامل و مشخص ذکر شد.

مثلا در قطعه پل از محمد خاکپور و همچنین در قطعه عطرگل یخ از منصور و همچنین در قطعه به بچه هامون چی بگیم از داریوش اقبالی می بینیم که صدای گیتار زیبا در زیربنای صدای خواننده جای داده شده. همچنین جواب آوازهای گیتار در این دو قطعه بسیار مشهود است.

همچنین در قطعه ((تمام ناتمام من)) از داریوش اقبالی که می بینیم چقدر زیبا از تکنیک Tremolo برروی گیتار استفاده شده است.

2: عبدی یمینی با سازهای الکترونیک آشنایی داشت. می توان به آهنگهای تصویرآخر و شاخه شکسته از منصور و همچنین آهنگ اولین بار از شهیارقنبری اشاره کرد.

3: همچنین تسلط وی در پیانو هم به خوبی در آهنگهایش مشخص است. همنوازی هایی که او با ارکستر پیانو داشت و همچنین جواب آواز خواننده در آهنگهای مختلف مخصوصا آهنگهای قاب و خانگی از منصور هنوز هم در موسیقی ما تکرار نشده است.

 

تمام مطالب و نکاتی که گفته شد ، خود دلایلی بود بر اینکه نام عبدی یمینی همواره بر قله هنر ایران جاودانه خواهد ماند و جاودانگی آثارش تا ابدیت در ذهن نسل ها باقیست......

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

همانطور که قبلا برنامه به روز رسانی این مرتبه را مطرح کردیم ، تصمیم داریم در قسمت دوم نوشته های خودمان ، به سوالات و مسائلی که بینندگان عزیز وبلاگ مطرح کردند ، پاسخ دهیم.

قبل از هرچیز جا داره از تمامی دوستان و عزیزانی که ما را همراهی می کنند تشکر صمیمانه ای داشته باشم. همانطور که گفتم وقتی سوالات و نظرات فرستاده شده از جانب شما را دیدم واقعا خوشحال شدم. بیشتر شدن تعداد سوالات و نظرات ، نشان دهنده این است که این وبلاگ در این یک سال توانسته جای خودش را در بین بینندگان وبلاگ باز کند. در بین نظراتی که در قسمت نظرخواهی وبلاگ و همچنین به ایمیل شخصی من فرستاده شد ، بالطبع نظرات مخالفی هم بود. تعدادی از دوستان هم انتقاداتی از ما کرده بودند که امیدوارم انتقاداتشان با این مطلبی که امروز در وبلاگ قرار دادیم ، کمتر از قبل شده باشد. من به شخصه خوشحالم که انتقاداتی هم از ما می شود و این را به فال نیک گرفته و انتقاد سالم را در جهت رفع مشکلات و کمبودهای وبلاگ ، مفید می دانم.

فقط خواهشا دوستان اگر پاسخ هایی که برای سایرین نوشته ام را خواندند دیگر مطلبی در مورد آنها عنوان نکنند. لطفا فقط درباره مطلبی که برای خودتان نوشته ام مطالب خودتون رو بفرستید.سپاسگزارم

حال بپردازیم به پاسخگویی به سوالات و نظرات دوستان بزرگوار

سوالات آقای پیمان

قبل از پاسخگویی به سوالات آقای پیمان ، جا داره به خاطر فرستادن سوالات مفید خودشون ، صمیمانه از ایشان تشکر کنم. سوالاتی که آقای پیمان مطرح کردند ، مسلما هم برای من و هم برای سایر بینندگان وبلاگ مفید خواهد بود. من هم با علاقه به سوالات ایشان پاسخ می دهم.

سوال اول:((صداي تار در اهنگ ميخوامت زنده است(پرويز رحمان پناه). صدای ويولن زنده نيست. در اهنگ دونه دونه ني(آرارات پتروسيان) و ويولن(بهزاد گلستان پور) هر دو زنده است. در اهنگ قشنگه گارمون زنده است(رحمان اسداللهي). ولي اينها كه من نوشتم همه از كاور البوم(قشنگه و فراري) هست. اگه شما ميگي اين سازها زنده نيست پس اين اسمها كه روي كاور البوم نوشته شده چيه؟))

پاسخ: آقای پیمان عزیز ...نوشتن اسم نوازنده در جلد آلبوم دلیل بر اجرای نوازنده در استودیو نیست. متاسفانه هنرمندان ما برای اینکه مدعی بشوند که کار hybrid و یا Full Acostic انجام می دهند ، توی کاور آلبوماشون اسم نوازنده هایی را می نویسند که بعضا ممکن است این افراد تا حتی یکبار هم از نزدیک ندیده باشند. من در خلال مطلبی که در مورد فرآیند Sampling در وبلاگ گذاشته شد ، گفته بودم که تنها راه تشخیص صدای ساز زنده از سمپل آن ((گوش کردن)) به نوای ساز زنده است.
مثلا شما برای تشخیص صدای زنده ساز (( تار )) از سمپل آن می توانید کارهای استاد حسین علیزاده و استاد جلیل شهناز را گوش دهید تا متوجه صدای پرعمق و خش دار این ساز بشوید.

درضمن این نکته را به شما و سایرین بگم که ما در حال حاضر در لس آنجلس هیچ خواننده ای را نداریم که کار Full Acostic انجام دهد . البته خوانندگانی مثل داریوش و ابی و گوگوش هستند که در زمانهای قدیم بواسطه کار در کنار عبدی یمینی ، بابک بیات و فرید زلاند کارهایی داشته باشند اما در حال حاضر متاسفانه خوانندگان و آهنگسازان ما در لس آنجلس دانش کاملی از این رشته ندارند... در ایران هم فقط تعدادی محدود این کار را انجام می دهند. در ایران هنرمندانی نظیر مانی رهنما ، حمید حامی و خشایار اعتمادی و شادمهر عقیلی کارهایی در این باب اجرا کرده اند. مخصوصا شادمهر عقیلی که دانش وسیعی در این رشته از موسیقی دارد.

پیمان عزیز. شما اسم افرادی همچون پرویز رحمان پناه و رحمان اسداللهی را مطرح کردید. این افراد را چقدر می شناسید؟ فقط از روی اسمی که توی جلد آلبوم ها بوده؟ از روی عکس؟ مصاحبه؟ دیدار رسمی یا غیررسمی؟؟

دوست عزیزم. رحمان اسداللهی یکی از معروفترین گارمونیست های دنیاست. ایشون یه سبک موسیقی کار می کنن که اصلا ربطی به موسیقی عامه پسند ایرانی نداره. ایشون در حیطه موسیقی آذربایجانی فعالیت می کنن. اسم ایشون رو وقتی توی جلد آلبوم زندگی منصور دیدم خیلی تعجب کردم. بعد وقتی با دقت آلبوم رو گوش کردم ، متوجه شدم که اون یه ذره صدایی که قسمتهای اول و وسط آهنگ زندگی هست ، به قول بعضیا صدای گارمون بوده.

اولا همونطور که گفتم موسیقی رحمان اسداللهی ربطی به موسیقی عامه پسند ایرانی نداره.

دوما امروزه هیچ نوازنده ای حاضر نیست به خاطر دوتا تکنوازی بیاد توی آلبومی ساز بزنه.

سوما خود سرمایه گذار هم حاضر نیست به خاطر دوتا تکنوازی ، نوازنده بیاره توی استودیو و پول نوازنده بده چون مسلما ممکنه براش ضرر مالی داشته باشه. (حداقل امروزه که اینطوریه)

حالا برای اینکه دوستان آقای رحمان اسداللهی را بشناسند من چندتا عکس از ایشون که توی آرشیو خودم داشتم را اینجا میذارم.البته باز هم عکس از ایشون دارم.اگر کسی خواست بگه براش بفرستم.

 

                                

                               

                                    

                               

در مورد گارمون چقدر می دانید؟ این ساز رو می شناسید؟

گارمون یه سازیه شبیه آکاردئون که بیشتر در موسیقی آذربایجانی و آهنگهای مربوط به رقص لزگی اجرا میشه. بیشتر هم در محافل خصوصی و مجالس و تعدادی از کنسرت ها توسط تعدادی از نوازندگان قدیمی تر اجرا میشه. من اینجا یه عکس از گارمون براتون میذارم. البته قبلش این نکته رو اضافه کنم که این ساز اشکال متنوع و مختلفی داره.

                                             

در مورد آهنگ دونه دونه که گفتید صدای نی از آرارات پتروسیان است... این صدایی که در آهنگ دونه دونه شنیده میشه ، بیشتر شبیه به صدای فلوت است. چون صدای فلوت در مواردی به خاطر ساختارش خود ساز ، صدای زیرتری نسبت به نی داره. نی صداش خیلی بم هست. شما آثار استاد حسن کسایی و استاد حسن ناهید رو گوش کنید تا متوجه بشید که صدای نی واقعی چطوریه. این صدا اصلا صدای نی نبود. این صدا شبیه به صدای فلوت بود. خب بالاخره وقتی الکی اسم نوازنده ها رو می نویسن ، ممکنه که سوتی هم بدن و از این اشتباهات بکنن. این صدا صدای شبیه سازی شده فلوت بود.

در آهنگ دونه دونه که گفتید ویلن بهزاد گلستان پور بود......این صدا هم شبیه سازی بود. در چند خط بالاتر برای شما ذکر کرده ام که هیچ نوازنده ای امروزه حاضر نیست به خاطر یک تکنوازی معمولی در یک آهنگ ، به استودیو بیاد. همچنین خود سرمایه گذار هم دیگه از این خرج ها نمی کنه که بخواد نوازنده بیاره توی استودیو. شما اگر دقت کنید آهنگ دونه دونه در کل فقط چند ثانیه مختصر آخر آهنگ صدای ویلن داشت. این صدا هم صدای شبیه سازی بود. درضمن می توانید آثار استاد حبیب الله بدیعی و استاد روح الله خالقی و استاد علی نمازی را گوش کنید تا متوجه صدای خش دار ویلن بشید.

در مورد صدای تار پرویز رحمان پناه در آهنگ میخوامت هم همینطور. شما آقای رحمان پناه رو می شناسید؟ تابحال کاری از ایشون گوش کردین؟....پرویز رحمان پناه از قدیمی های موسیقی و تار محسوب میشه. ایشون در آخرین کنسرت مرحوم هایده در کنار عبدی یمینی به اجرای زنده پرداخت. حالا شما حساب کن این برنامه مال چند سال پیشه....آقای رحمان پناه سبک کاریش خیلی با امثال منصور فرق داره. شما برید آثار ایشون رو گوش بدید تا متوجه عرض بنده بشید. درثانی من بعید می دونم پرویز رحمان پناه از اون افرادی باشه که اینقدر راحت بیاد برای هرکدوم از خوانندگان لس آنجلسی ساز بزنه...اونم آهنگی مثل میخوامت !!! درضمن برای شنیدن صدای واقعی ساز ، می تونید به آثار استاد جلیل شهناز و استاد حسین علیزاده و استاد مجید درخشانی گوش بدید تا متوجه بشید که اون صدایی که در آهنگ میخوامت شنیده اید ، چقدر با صدای اصلی و زنده این ساز فرق دارد. در ثانی تار از اون سازهایی است که در نقاط مختلف کشور به نحوه های گوناگونی تدریس می شود. مثلا تار زدن به سبک و سیاق تبریز خیلی زیباتر و پرمایه تر از تار زدن به سبک و سیاق خراسان است. حتی اگر دقت کرده باشید ، صدای تار استاد حسین علیزاده خیلی پرمایه تر از صدای تار استاد مجید درخشانی است... شما کنسرت های آقای شجریان رو نگاه کنید...ببینید اجرای این دو نوازنده چقدر با هم فرق داره... این چیزایی که میگم رو حتما در موردش تحقیق کنید. مطمئن باشید به نتایج خیلی خوبی می رسید همانطور که من رسیدم.

درضمن لازم شد که من برای توضیح بهتر به شما ، قسمتی از یک گفتگویی که خودم با یکی از نوازندگان لس آنجلس داشته ام را برای شما بذارم. متنی که در زیر می خونید قسمتی از یک مصاحبه غیررسمی و منتشر نشده است.

 

Sep: I want to know how much Iranian singers use SAMPLES in their music instead of musicians and live sounds

 

D : those strange sounds that you hear

electonica sounds that cant be duplicated

those are sequenced

something else is live

drums

keys

vocals

percussion

guitar

 

Sep: what about instruments like baghlama or garmon or violin or TAAR (TAAR is an iranian (instrumet

 

D: they are not there live

usually the keyboard player plays that

 

Sep: would you like to tell me why they are not use live sounds of some instrument? is this for paying money to the musicians ?? or another reason??

 

D: well, if you want to use all those sounds and instruments then you need 15 to twenty musicians on stag

stage

 

Sep: yes i know ... but in FULL ACOSTIC MUSIC this is very important that use musicians ... do you believe that if we use live sounds , it has a good emotions for listeners ??

 

D: yes of course

 

Sep: in iran we think that it is better that music that we listen , has a lot of musical players

 

D: well thats true, unfortunately when your doing 10 shows in 1o countries its not possible to take 15 people with you

NOT POSSIBLE

 

سوال دوم:((در ترانه ي هميشه تو دستات تشنه ي آغوشم بي تو نميتونم اين همه خوشبو شم...آيا قافيه سازي آغوشم با خوشبو شم درسته؟ به نظر مياد مشكل داشته باشه))

پاسخ: اینجا حضرت شاعر خواستن با استفاده از تکنیکی که بلد بودن ، اقدام به ماست مالی ترانه بکنن. آغوشم درواقع همون آغوش هستم بوده. یعنی میگه تشنه آغوش هستم. خوشبوشم هم درواقع همان خوشبو بشم بوده. یعنی داره میگه بی تو نمیتونم این همه خوشبو بشم. خب حالا آغوش هستم و خوشبو بشم ... به نظر شما این دوتا قافیه درسته؟؟ من که بعید می دونم......!!!!

سوال سوم:((از گرگر بي رحم اين تجربه ي منسوز پرواز رهايي باش به ضيافت ديروز...آيا قافيه سازي منسوز با ديروز درسته؟))

پاسخ: در بیتی که در سوال قبل مطرح کردید ، شاعر قافیه بازی کرده بود. اما در اینجا شاعر قافیه سازی کرده. یعنی با استفاده از تکنیکی که در تخصصش بوده ، با ادغام دو واژه ، یک واژه (صفت) جدید بوجود آورده و آن را بعنوان قافیه در ترانه قرار داده. اینجا ترانه سرا از واژه ساختگی منسوز استفاده کرده. منسوز در کنار واژه تجربه قرار گرفته....تجربه منسوز.... اگر بخواهیم این ترکیب را معنا کنیم میشه تجربه ای که باعث هدررفته عمر من شد... حالا ترانه سرا برای اینکه هم یک نوآوری در شعرش ایجاد کرده باشد و کلامش را هم به مقتضی شعر کوتاه کرده باشد ، از چنین ترفندی استفاده کرده. اما ما هیچ وقت در چنین مواقعی نمی توانیم بگوییم که این کار (یا این ترفند) صددرصد اشتباه است. چون که هر زبانی متناسب با هر دوره از زمان و هر افرادی ، دچار دگرگونی می شود. این دگرگونی ها هم شامل همین تکنیک ها و ترفندهاست.....پس نمی توان گفت که بطور قطع اینجور قافیه سازی ها اشتباه است. حتی مواردی را سراغ دارم که قافیه سازی های اینگونه ، باعث شده که شعروترانه خیلی زیباتر بنظر بیاید.

سوال چهارم:((گيتار و درام و پيانويي كه در آهنگ نديدي تو خوابم به كار رفته ، زنده است يا اينها هم سمپل است؟))

پاسخ: پیمان عزیز سوال خیلی خوبی مطرح کردید که حاوی چند نکته خوب بود.

ببینید دوست عزیزم. همانطور که در بحث Sampling اشاره کردیم ، صداهای شبیه سازی تمامی سازها در دنیا موجود است....حال با توجه به این گفته ، صدای شبیه سازی شده سازهایی که نام بردید هم موجود است. اما نکته اولی که باید گفت این است که صدای شبیه سازی شده برای گیتار خیلی صدای جالب و قشنگی از آب درنمی آید. برای همین همیشه ترجیح داده می شود که صداهایی مانند گیتار را بصورت زنده اجرا کنند و از صدای شبیه سازی شده اش استفاده نکنند.....صدای Drums که سوال کردید هم صدای زنده آن ساز بود. البته امروزه متاسفانه خیلی ها حتی صدای Drums را بصورت شبیه سازی شده استفاده می کنند اما در این آهنگی که نام بردید ، ما شاهد صدای زنده این ساز هستیم.....در مورد پیانو هم بطور قطع نمی توان گفت که صدای زنده این ساز بوده است. چون که صدای پیانو را خیلی راحت می شود با کیبورد اجرا کرد.

ممنون از آقای پیمان عزیز به خاطر سوالات و مسائل خوبی که مطرح کردند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سوال آقای نوید

آقای نوید سوالی برای من فرستاده بودند و از من خواسته بودند که در مورد تشکیلات و ساختار ارکستر کمی برایشان صحبت کنم.

پاسخ: ببینید دوست عزیز...ارکستر به گروه بزرگی از نوازندگان گفته می شود که همگی در کنار هم مشغول اجرای موسیقی می شوند. اعضای اصلی ارکستر را در کل می توان به دو گروه تقسیم کرد. گروه اول گروه سازهای زهی و گروه دوم گروه سازهای بادی...در گروه سازهای زهی ما شاهد سازهایی مثل ویلن ، ویلنسل ، ویولا و از این قبیل سازها هستیم...در گروه سازهای بادی ما شاهد سازهایی همچون فلوت ، کلارینت ، انواع مختلف شیپور ، ساکسیفون و از این قبیل هستیم...پس ارکستر شامل این دو گروه می شود...اما سوالی که من اینجا مطرح می کنم و پاسخ می دهم این است (( پس سازهایی مثل پیانو و گیتار و Drums چه نقشی ار ارکستر دارند؟؟))...در پاسخ باید گفت که این سازها همیشه در کنار ارکستر اصلی ظاهر می شوند. یعنی بعدا بنا به نیاز قطعه موسیقی مربوطه ، به ارکستر اضافه می شوند و به عده خیلی ها ، عضو اصلی ارکستر به شمار نمی آیند. برای مثال می توان به جلد آلبوم تصویرآخر اشاره کرد. اگر دقت کنید ، نام نوازندگان پیانو و کیبورد و Drums و گیتار جدا نوشته شده و نام ارکستر نیز جدا نوشته شده. این خود می تواند مثال بارزی باشد برای این حرف.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یکی از دوستان هم از من خواسته بودند که چندتا از آهنگهایی که منصور در ریتم چهارچهارم اجرا کرده را اینجا بنویسم. البته ایشون خواستن اسمشون گفته نشه.

پاسخ: آهنگهای سایه بون ، زندنی عشق ، سکوت شکسته ، پاییز (قسمت دوم آهنگ) ، تصویرآخر ، دوستت دارم ، دریچه ، همه را می بخشم ، جشن ستاره ها ، آغوش تو ، یاد تو ، قایق کاغذی ، عطرگل یخ ، فقط به خاطر تو ، ببین ، خودی ، دوستت دارم ، یکی بود یکی نبود ، بزن بریم ، منو ببخش ، قرارمون یادت نره ، دروغگو ، یادته ، مرا ببوس ، عیدی ندارم ، نمیتونی ، یه روزی ، دستمو بگیر ، جنجالی ، مجنونم ، ندیدی تو خوابم ، بی خوابی ، ندای عشق .... این آهنگها همگی در ریتم چهارچهارم ساخته شده بود ... حالا ایشالا اگر عمری بود ، در یک بحث اختصاصی همونطور که قولش رو به تعدادی از بینندگان وبلاگ داده بودم ، در مورد معقوله ریتم بیشتر صحبت خواهم کرد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوست خوبمون آقای محسن هم برای من چندتا نوشته فرستاده بودند.

پاسخ: آقای محسن عزیز اون شب هم خود شما توی گفتگوی ما با آقای فرید زلاند بودید و شاهد این بودید که وقتی من اون قضیه رو مطرح کردم اولین کسی که موافقت کرد خود آقای زلاند بود. از قدیم میگن آدم باید آب گل آلود بخوره تا قدر آب گوارا رو بدونه. همیشه باید افرادی در سطوح پایین تر کارهای ضعیف تری ارائه بدن تا آدم قدر اون افرادی که واقعا دارن خدمت می کنن رو بفهمه. نمونه ش هم الان در بازار کم نیست. دوست دارین n تا مثال می زنم. افشین،مهرشاد،کامران و هومن،نویدوامید،شهاب تیام،شهریار،کامران دلان،کامرون کارتیو،شهرام کاشانی،حسین تهی،سپیده،ژولیت،هلن......الی ماشاالله اینا همیشه بودن و هستن. این خود ماییم که باید بفهمیم چی برامون مناسبه...مگه نه؟؟....متاسفانه اون شب نمیشد این افراد رو مثال زد. ولی دیگه الان وضعیت جوری شده که خیلیا که خودشون دارن این فعالیت ها رو انجام میدن ، میتونن این افراد رو بشناسن. پس دیگه لازم نیست اسم ببریم.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

دوست خوبمون آقای حسین هم در مورد گروه Black Cats از ما مطالبی خواسته بودند.

پاسخ: انشاالله در یک بحث جداگانه به این گروه می پردازیم چون این گروه قدیمی ترین گروه موسیقی عامه پسند ایران هست و نیازمند بررسی های بیشتری هست.

اما درمورد اون نکته ای که فرمودید ، خود آقای شهبال توی اون گفتگوی شبکه درپیت طپش گفته بود که افرادی رو که برای عضویت در این گروه انتخاب می کنه ، همگی دارای ویژگی های خاص هستند. با این حرف تا حدودی موافقم. مخصوصا در مورد مرحوم فرهاد ، ابی ، خود آقای شهبال ، شهرام شب پره ، پیروز و کامیار. این افراد به واقع هرکدوم کارهای جدیدی به بازار موسیقی عامه پسند ایرانی در زمان خود ارائه کردند و از این جهت صاحب امتیاز بودند. اما در مورد کامران و هومن که شما مطرح کردید مخالفم. بر خلاف آقای شهبال من که به جز دستبند و رژلب و رژ گونه و ابروی سایه زده و انگشتر و گردنبند ، چیز خاصی توی این دوتا دلقک مسخره ندیدم. حالا شما اگر چیز خاصی به خاطر دارید برای ما بگید شاید ما حواسمون نبوده...!!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

صحبت های آقای علیرضا

آقای علیرضا برای ما نوشته بودند:(( استفاده از واژه هایی که به نظر میاد تو ترانه جایی ندارن. مثلا یغما گلرویی گفته بود که یه سری از واژه ها و بحث هایی رو وارد ترانه هاش می کنه برای تجربه و ببینه چقدر مقبولیت داره))

پاسخ: علیرضای عزیز دقت داشته باشید خودتون میگید یه سری از واژه ها نه هر واژه ای. درثانی آدم هرجایی نباید هر واژه رو توی متن ترانه ش بذاره. در مورد مقبولیت داشتن هم من فکر می کنم یغما نسبت به وجهه خودش این حرفو زده نه اینکه ما بخوایم همین حرف یغما رو برای امثال پاکسیما و حیدرزاده و بابک روزبه  بیاریم و بگیم پس اونا هم کار درستی می کنن. یغما به گونه های مختلفی شعر گفته. برای کسانی مثل فرهاد جواهرکلام ، رضا یزدانی و سیاوش قمیشی. ولی شما هرکدوم از این کارها رو گوش بدید می بینید که با آثار اون یکی خواننده زمین تا زیرزمین فرق داره. خب این نشون دهنده اینه که یغما تسلط بیشتری روی این معقوله داره. ولی شما آثار فردی مثل بابک روزبه رو گوش کنید می بینید نود و پنج درصد ترانه هاش به لحاظ محتوا و مضمون با هم برابری می کنه و حرف تازه ای برای گفتن نداره. پس این جمله ای که فرمودید رو نمیشه برای هر کسی بکار برد.

درباره مطلبی که در مورد فرآیند Sampling نوشته بودیم ، شما برای ما نوشته بودید:((فکر می کنم این که بخوای بگی این نوع موسیقی بهتر از اونه یا نه کار جالب نباشه))

پاسخ: علیرضای عزیز من که یادم نمیاد همچین حرفی زده باشم. من فقط هدفم این بود که شماها رو با فاکتورهای موسیقی های مختلف آشنا کنم. شاید برداشت شما از مطالب من اشتباه بوده.

درضمن این جمله ((ما باید جهانی فکر کنیم)) که شما برای ما نوشته بودید ، مال همچین مواقعی نیست. مال یه جاهای دیگه س. ما اونجا داشتیم شما رو با یک فرآیند جهانی آشنا می کردیم و فواید و معایبیش رو می گفتیم.

اما این جملات شما:((به نظر من تعطیل کردن وبلاگ درست ترین کار بود چون چند وقت بود مطالب ارتباط زیادی با منصور نداشت و فضای کامنت ها هم بر علیه منصور و طرفدارای جدیدش بود به نظرم آقا سپهر می تونه کارش رو در یه وبلاگی که به موسیقی و ترانه به پردازه ادامه بده))

پاسخ: راستش موقعی که نظرات رو می خوندم ، وقتی اسم علیرضا رو دیدم و بعدش این حرفها رو خوندم ، اولش فکر کردم که این یه علیرضای دیگه بوده و اون علیرضایی نیست من سراغ داشتم. ولی بعد به آدرس ایمیل و وبلاگ که نگاه کردم دیدم انگاری علیرضای خودمونه. شاید حرف زدن در این باره خیلی درست نباشه ولی خب چون از خودی بوده باید علت رو جویا شد.

من فکر می کنم آقای علیرضا که همچین حرفی درباره ما زده ، حتما یه علت خاصی داشته. شاید اون موقع از چیزی ناراحت بوده و خواسته سر ما خالی کنه. شاید ما حرفی زدیم که ایشون بهشون برخورده. (ولی من یادم نمیاد چیز خاصی به ایشون گفته باشم). شاید از دست بچه های دیگه دلخور بوده. چه می دونم. از این چیزا دیگه.....

اولا که اگر علیرضا از افرادی دلخور بوده ، بهتر این بود که در یک فضای کاملا شخصی باهاشون صحبت می کرد و باهاشون به نتیجه ای می رسید. اگر هم احیانا از دست ما دلخور بوده که باز هم بهتر بود با خود من یا سروش جداگانه صحبت می کرد. مگه نه اینکه همه شما ایمیل منو دارید و اگر مساله ای پیش بیاد جداگانه با من صحبت می کنین. درضمن آقای علیرضا مثل یه عده دیگه از آقایون حتی شماره تلفن من رو هم داشت. (من همون شب اولی که با ایشون آشنا شدم تصمیم گرفتم به ایشون شماره خودمو بدم)... به هر ترتیب بهتر این بود که موضوع رو به این محیط نمی کشید چون کار درستی نبود. از این جهت که متاسفانه همیشه افرادی هستند که بخوان از اینگونه حرفها سواستفاده کنند. مثلا ممکن بود من و علیرضا مشکلاتمون رو رفع می کردیم ولی به هر حال بعدا چون این حرفها توی محیط وبلاگ مطرح شده ، یه عده مزاحم برای آزار ما و دیگران از این حرفها علیه ما استفاده کنند. همین چند ماه پیش بود که یک سوتفاهم بین من و یکی دیگه از آقایون پیش اومده بود. حالا اگر من یا ایشون توی محیط وبلاگ این قضیه رو مطرح می کردیم مسلما برای هردوی ما مشکلات و درگیری هایی پیش میومد. (البته بگذریم که همین آقایی که گفتم باهاش سوتفاهم پیدا کردم ،  این نامردی رو کرد و توی mansourfans این قضیه رو مطرح کرد و یه عده دیگه با هم درگیری داشتند). ولی خب چه میشه کرد... حیف که تماسها اینترنتی هست و هویت ها تا حدودی نامعلوم... بگذریم

ثانیا کی گفته این وبلاگ قراره تعطیل بشه؟ مطمئن باشید هرموقع قرار شد وبلاگ تعطیل بشه ، خود من میام اینجا از همه تون بطور رسمی خداحافظی می کنم و اعلام می کنم که وبلاگ تعطیل شده که شما هم دیگه معطل ما نشید.

ثالثا مگه هر مطلبی توی این وبلاگ گذاشته میشه باید در انحصار منصور باشه؟ خب اینطوری که می شیم عین همونایی که نمی خوایم باشیم. اینطوری که می شیم تیشه رو به خود. ما رسما اعلام کرده بودیم که قراره شیوه نگارش ما با نگاه به مطالب گذشته تغییر کنه و تصمیم داریم کمی کلی تر صحبت کنیم و شما رو با سایر مسائل موسیقی و ترانه هم آشنا کنیم.

رابعا اینکه میگید فضای کامنت ها بر علیه طرفداران جدید منصور بود. ببینم این تقسیم بندی رو کی اولین بار انداخت سر زبونا؟ من بودم؟ مگه من چند ساله دارم برای منصور و گروه طرفدارانش وبلاگ نویسی می کنم؟ من هیچ وقت مستقیم نیومدم طرفداران جدید و قدیم رو از هم جدا کنم. البته بعضی چیزا بود که بچه هایی که از قدیم با منصور بودند بیشتر متوجه می شدند ولی من همیشه به همه تون توی چت ها گفته بودم که بیاین همه در کنار هم فعالیت کنیم. دوره این کارا تموم شده که همه چیز در انحصار یه عده آدم خاص باشه. دیگه این کارا جواب نمیده. سال پیش هم که رسما گندش دراومد. الان دیگه کارها باید گروهی پیش بره. همه در کنار هم....درضمن این که میگید فضای کامنت ها علیه طرفداران جدید منصور بود...مگه ما اون حرفها رو توی نظرخواهی ها نوشتیم که حالا شما میگی من باید برم تا این قضیه حل بشه؟ حالا شما بهتون برخورده واسه هیچی؟  این همه الفاظ حماسی و جاودانی که در نظرخواهی ها برای خانواده من و دوستانم گذاشته میشه ، اگر برای شما می نوشتن که تا حالا اشکتون دراومده بود. غیر از اینه؟

خامسا اگر دیدید که توی محیط وبلاگ داره بهتون توهین میشه ، با کسی بحث نکنید. من از همون اول که این وبلاگ راه اندازی شد ، ده هزاربار به آقایون و خانوما گفتم که زیاد با همدیگه بحث نکنند. اگر خیلی تمایل دارند که با همدیگه بحث و گفتگو کنند ، از طریق همین وبلاگ برای همدیگه آدرس ایمیل بذارن و با همدیگه در فضای شخصی و محترمانه گفتگو کنند و اگر مایل بودند ما رو هم از نتایج گفتگوی خودشون آگاه کنند.

سادسا شما که میگید بهتره وبلاگ تعطیل بشه و سپهر از این وبلاگ بره ، پس چرا توی نظرخواهی نوشته های من شرکت می کردید؟ مگه شما نمیگید که سپهر بره؟؟

سابعا اگر دارید تمرین روشنفکری می کنید که باید خدمتتون عرض کنم که از دوم خرداد هزاروسیصدوهفتادوشش جای روشنفکری و شیرین عقلی در این مملکت عوض شده و روشنفکران واقعی به کنج خانه پناه برده و دیگه آثار زیادی ازشون نیست. گشتم نبود نگرد نیست...

ثامنا .... وای خدا دهنم کف کرد.....

کسانی که ما را می رنجانند ، عزیزانی هستند که همواره کوشیده ایم از ما نرنجند...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یکی دیگر از دوستان هم در مورد ریتم و ساختار آهنگ دنبا همینجوری نمی مونه از بنده سوال کرده بودند.

پاسخ: ریتم این آهنگ شش هشتم بود و ساختارش تماما کامپیوتری بود.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر درست گفته باشم به شش یا هفت نفر از دوستانی که برای بنده ایمیل فرستاده بودند هم جداگانه پاسخ دادم که این هم مطابق خواسته خودشان بود.

اما یه صحبت کوتاهی داشتم در مورد این مسائلی که اخیرا در وبلاگ پیش اومده و تعدادی از شما عزیزان رو ناراحت کرده. حتما همه شما به خاطر دارید که این وبلاگ از همان روز آغاز این چنین مشکلاتی داشت. ما هم باید دیگه تا حالا اینقدر سرسخت شده باشیم که به اینجور اتفاقات واکنشی نشان ندیم. من کاری ندارم که اون کسی که داره برای من و دیگران فحش میذاره کیه. بار اولی هم نیست که از این چیزا توی محیط های اینترنتی می بینم. هم خودم و هم دوستانم روزانه با این جور مسائل سروکار دارند و دیگه برامون عادی شده. همیشه افرادی پیدا میشن که بواسطه دور افتادن از صحنه ، می خوان به راههای غیرمنطقی اعلام وجود کنند. این قضیه دقیقا عین نور بالا انداختن توی شیشه راننده جلوییه. همیشه افرادی هستن که بخوان الکی با ما مخالفت کنن. بعبارت دیگه بهتره بگیم (( آدم مخالف همیشه پیدا میشه ولی دلیل منطقی برای مخالفت کردن واقعا کمه))...چه بسا در این یک سال و خورده ای که از عمر این وبلاگ می گذره شما دیدین که تعدادی محدود همینطوری الکی با ما مخالفت می کردن و بعدا خودشون تبدیل به مخاطب درجه یک وبلاگ شدن. همین دو سه ماه پیش بود که یک عزیزی برای من ایمیل زد و با تعدادی از نوشته های من کمی مخالفت کرد. ولی بنا به گفته خودش وقتی دوباره و دوباره مطالب رو خوند ، تصمیم گرفت همیشه در قسمت نظرخواهی وبلاگ ما شرکت کنه و فعال باشه. (اگر دوست داشت خودش بیاد توی نظرخواهی اسمش رو بگه ولی من نمیگم)

اما این قضیه تا حدودی در مورد عده ای فرق داره. مخصوصا اون آقایی که با اسامی مختلف برای ما الفاظ حماسی و تخیلی می نویسه. همونطور که به یاد دارید ، دوست خوبمون آقای آیدین با استفاده از تجارب و اطلاعاتی که داشتند ، به خوبی دست ایشون را رو کردند و معلوم شد که این کامنت های تخیلی توسط چه کسی گذاشته میشه. برای اینکه اون دسته از عزیزانی که اون فایل رساله المحاکم معروف رو هنوز مطالعه نکردن ، من لینکی که دوست خوبم آقای آیدین برای ما فرستادند رو اینجا براتون میذارم تا بخوانید. چون خواندنش خالی از لطف نیست.                    فایل مربوط به آقای آیدین

یکی از بهترین نعماتی که خداوند به انسان داده ، نعمت داشتن دوستان خوبه. قدر این جمع ها رو بدونیم. همیشه افرادی پیدا میشن که بواسطه کمبودهای عاطفی و اخلاقی ، وقتی می بینن یک جمعی دارن با هم خوب رفتار می کنن ، اون جمع رو بریزن به هم و از پشت کامپیوتر برای خودشون لذت های کاذب ببرن. برای من مهم نیست که چند روز دیگه همون حاج آقا بره توی وبلاگش مثل سال پیش حرف های بی معنی علیه ما بنویسه. من با کسی مشکلی ندارم. مشکل اونایی هستن که حاضر نیستن نظرات دیگران رو تحمل کنن. تا همین الان هم ما زدیم رو دست ایوب. آدمها رو میشه از روی فحش هاشون شناخت. اینایی که فحش هایی از اون قبیل (فحش ناموسی) برای دیگران میذارن ، دقیقا همون افرادی هستن که از اون نواحی احساس درد کردند. آخه این قضیه یه جورایی هم داره جالب میشه. بعضیا خیلی باحالن. آتیش گرفته بودن. خواستیم خاموششون کنیم ولی خودشون نذاشتن. حالا گُر گرفتن. آب که اصلا فایده نداره. پماد سوختگی هم دیگه جواب نمیده. حالا نشستن هی رو خودشون تُف میندازن. خداوند این دردها را سامان دهد...!

در مورد قسمت نظرخواهی هم دوتا نکته رو بگم.

نکته اول اینکه دوستانی که به هر دلیلی در قسمت نظرخواهی وبلاگ ما شرکت می کنند ، خواهشا مطالبی که می نویسند حتما با آگاهی و دانش قبلی باشد. بارها شده که دوستان مطلبی که ازش اطلاع کامل و کافی نداشتند را ذکر می کردند و این اطلاعات بعضا ساختگی و اشتباه بود. همین هم باعث میشد که بین تعدادی از دوستان بحث های عجیب و غریب و بی انتها شکل بگیرد. پس خواهشا دوستانی که تصمیم دارند صحبت ها و نظرات خودشان را برای ما بفرستند ، حتما دلایل حرفهای خود را هم برای ما بفرستند. اگر اطلاعات کافی ندارند ، چه بهتر که مطالب مربوطه بصورت سوال مطرح شود.

نکته دوم هم اینکه متاسفانه برای اینکه جو وبلاگ دوباره به هم نریزه ، مجبورم علیرغم میل باطنی ، نظرخواهی این مطلب رو از حالت آزاد دربیارم. ولی مطمئن باشید که هرکدوم از شما عزیزان هر مطلبی که برای ما می فرستید ، همه رو بدون کوچکترین حذف یا اضافه ، توی قسمت نظرخواهی قرار خواهم داد. مخصوصا بینندگان قدیمی وبلاگ که هرکدوم حقی بر گردن ما دارند و بی مهری ها و کمبودها و کم کاری های ما رو تحمل کردند.

یک تشکر از دوست خوبمون آقای پیمان به خاطر سوالات بسیار خوبی که فرستاده بودند.

یک تشکر دیگر هم از آقای آیدین عزیز به خاطر فایلی که برای ما فرستاده بودند.

جا داره بنا به وظیفه از دوستان عزیز و آقایان محترم سروش محمدیان ، حسام بهبهانی ، پیمان زمانی ، ارسلان ، مهران شفیعی ، اردلان ، اميد ، همايون (ازشون انتظار بیشتری داشتم) ، کامیار ، پیمان ، سعيد ، امین ، محسن ، كاميار ، هادی ، سجادنامرئي ، محمدعلي منصوريست ، عليرضا ، امير ، محمد سعیدی پور ، آيدين ، معين ، شاهين ، ناصر ، فرفره بي باد ، ايمان ، رامتین ، مجتبی دیندار ، نوید ، کامی و غيره و خانم هاي عزيز و گرامي رزا ، هاله ، سپيده ،‌ ساناز ، بهاره ،‌ تينا ، پريسا و غيره تشكر مي كنم.

 

     و در آخر ....

 

زندگی هرگز چیزی به ما عرضه نمی کند که فرجام آن ، نقطه آغاز تازه ای بنظر نیاید

                                                       در پناه خداوند.....

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 23:5 توسط سپهر قادری |